تبليغاتX
وبراهه
بهار می آید و عید نزدیکست گاه با آمدن بهار احساس و حشت میکنم چرا که متوالیا به سنم افزوده می شود وفرصتها را از دست رفته مبینم  انگار با نو شدن سال کسی صدا میزند که آی فرصتتان دارد تمام می شود انگار که دارد شمارش معکو س می خواند همه انسانها مرگ آگاهی دارند و شاید این احساس مرگ آگاهی در هنگامی که طی شدن زمان را مانند همین اوقات نوشدن سال فریاد میزنند بیذار تر می شود وهرچه که به سن وسالت افزوده می شود این احساس قویتر می گردد.

 این روزها به دلایل بسیار احساس بهاری بودن وبهاری شدن کم است بهاری اگر بود و عیدی اگر وجود داشت همه در دوران کودکی بود آن وقت بود که آمدن بهار را احساس می کردم و به او خوشامد می گفتم شاید احساس می کردم که دارم بزرگ میشوم و بزرگسالی قدرتیست که  می تواند من واقعیم را نشان دهد هر چند حالا می خواهم به آن دوران باز گردم  چرا که بهار اگر معنی داشت آن زمان بود اصلا همه چیز کودکی زیبایی خاصی داشت زمستانش بهارش تابستانش غمهایش و شادیهایش .

زمستان کودکی من در دهه شصت و در کرج ودر سالهای جنگ و آتش و خون سپری شد زمستانهایی که برف داشت سوز داشت و سرما یادش به خیر شبها که می خوابیدم امید داشتم که برف بیاید و مدرسه ها تعطیل شود وانگاه تا کله ظهر بخوابیم صبح که بیدار می شدم همانطور خوابیده به پنجره نگاه می کردم تا ببینم نور سپیدی پیدا هست اگر نور تند سپیدی پیدا می شد یعنی برف باریده اتفاقاآنوقت دیگر وسوسه خوابیدن نداشتم بلند می شدم وبا بچه ها در برف بازی می کردم گلوله برفی و ادم برفی درست میکردیم و زمین می خوردیم چه کیفی داشت زمین خوردن و مجروح شدن در یک روز برفی . زمستان 66 زمستان موشک باران بود موشک اگر برای همه وحشت و ترس به همرا داشت برای ما تنوع بودو بازی . اصلا گاهی که موشکها دیر می کردند نا راحت می شدیم و فکر نمی کردیم که شاید مو شک بعدی روی سرما فرود بیاید .سالهایی که دغدغه های امروز را نداشتیم همه ی جاه طلبیمان این بود که چه کسی در بازی فوتبال پنالتی بزند  وهمه حسدمان اینکه  چرا ما فوروارد نایستاده ایم دیگری ایستاده.

15 اسفند که می شد عید برای ما آغاز شده بود خود را آماده می کردیم برای عیدی گرفتن برای تعطیلی( وکاش که کاری می کردیم که اینقدر کودکان از مدرسه متنفر نباشند و برای آمدن تعطیلات دعا نکنند) و چقدر حالم گرفته میشد از آمدن دهم و یازدهم عید که نفس تعطیلات به شماره می افتادچفدر این ترانه فرهاد را دوست دارم که یاد آور آن دورا ن ماست همان شادی گرفتن عیدی، بوی اسکناس تازه، وحشت ننوشتن مشقهای عید در روزهای آخرووحشت کم شدن عیدیها درست عین این ترانه

بوی عيدی، بوی توپ، بوی كاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،     

                                  عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی كه خشک شده لای کتاب،      

و حال ماییم و بهاری دیگر ماییم و شمارش معکوس زندگی ماییم و فرصتهای از دست رفته و حال منم و هدفی که خوب اگر بنگرم خود زندگیست احساس می کردم هدفی ندارم اما خوب که می نگرم  خود زیستن برایم هدف است وشاید به این خاطر است که از آمدن جدید می ترسم چرا که زندگی را دوست می دارم و مرگ را دشمن آمدن سال جدید از دست دادن زمان است وکم شدن فرصت زندگی احساس می کنم می توانم در پهنه ی همین زندگی وجود منتشرم را تجلی بخشم احساس می کنم با بودن می توانم به شدنی امیدوارانه دست یابم. تر شدن در حوضچه اکنون زندگی  و چشیدن طعم گس آن  و امید به لحظه های مبهم آینده. و آشنا شدن و دمخور بودن با نبض تپنده ی آن

به هر حال بهار است که می آید آمدنش را ارج می نهم و نو شدن سال را تبریک می گویم  عاشقان عیدتان مبارک

زکوی یار می آید      نسیم   باد     نوروزی                   از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن         که قارون را زیانها داد سودای    زر     اندوزی

/////////////////////////////////////

نوروز امسال را با مهرداد عزیزم میگذرانم بدنیا امدن او بهترین خاطره سال ۸۷برای منست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:21  توسط مصطفی صادقی  | 

۱- خاتمي رفت و با رفتنش همه هوادارانش را شوكه كرد . دريك كلمه تصميم زود هنگام اشتباهي گرفت.

۲- دلايل مختلفي براي رفتن اوبيان شده ،اما من فكر ميكنم خاتمي ديگر حوصله رييس جمهور شدن و سروكله زدن با هزار و يك مشكل و بحران وموج درخواستها ي جور واجور را نداشت .

۲- حاميان خاتمي حالا تكليفشان را نميدانند . موسوي هم كه بطور دقيق مواضعش را بيان نكرده است و حالا ديگر روشن است كه او هرگز يك اصلاح طلب و روشنفكر در اندازه خاتمي نيست . خاتمي چيز ديگري بود . واقعا كه اصلاح طلبان روزهاي سختي را مي گذرانند.

۴- شايد بعضيها بگويند حالا با رفتن خاتمي ديگر راي نميدهيم ولي بايد به انتظار نشست وازميان دو كانديد موجود يكي را انتخاب كرد فراموش نكنيم كه در انتخابات ۷۶موسوي قرار بود كه بيايد ولي نيامد و خاتمي آمد .

۵- كاش ميشد به گزينه هاي ديگر ي هم فكر كرد مانند عبدالله نوري و محمد علي نجفي و عارف ، ولي حيف كه زمان كمست .

۶- خاتمي رفت ولي در قلب و دل ما جاي دارد.بيادتيم سيد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 23:38  توسط مصطفی صادقی  | 

این روزها با اعلام نامزدی موسوی،شایعاتی پیرامون انصراف خاتمی از کاندیداشدن وجود دارد و خود او هم متمایل به کنار رفتن است . ازخودگذشتگی خاتمی برای وحدت اصلاح طلبان قابل تقدیرست اما به نظرمن کنار رفتن او دراین شرایط درست نیست . او ودیگر کاندیداهای اصلاح طلب هنوز هفته ها فرصت دارند تا با سخنرانیها و سفرها و نظرسنجیهای مختلف اقبال مردم رانسبت به خود ارزیابی کنند و ببینند کدامیک در نزد مردم مقبولترند .آنگاه میتوانند نظر خودرا برماندن یا نماندن اعلام کنند بی شک خاتمی به عنوان کسی که در میان مردم مقبوليت بالايي دارد نبايد انصراف دهد . انصراف او دراين مقطع بي شك باعث خوشحالي اقتدار گرايان خواهد شد .

نكته ديگر آنكه انصراف او به نفع موسويست و اين درحاليست كه موسوي تاكنون نسبت خودرابا انديشه اصلاح طلبي و آزادي و دموكراسي بطور واضح روشن نكرده است و معلوم نيست كه بسياري از اراي خاتمي به سبد موسوي بريزد . مير حسين بايد موضع شفاف تري نسبت به اين مسايل بگيرد تامردم هم نظرات اورا بهتر بفهمند  بيشك كانديداها فرصت خوبي براي اعلام شفاف مواضع خود دارند و خاتمي هم بايد بماندتا جبهه اصلاحات و مردم كانديداي برتررا براي شركت در انتخابات و ادامه اصلاحات،برگزينند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 22:4  توسط مصطفی صادقی  | 

اين روزها سخن درمورد انتخابات رياست جمهوري زياد است وخيليها مثل من سرگردانند كه چه بايد كرد . آيا اصلا شركت درانتخابات مفيد فايده خواهد بود ؟ آيا وضعيت فرقي خواهد كرد؟

به هرحال آنچه كه براي من قطعيست اينست كه اگر در انتخابات شركت كنم ،به اصلاح طلبان راي خواهم داد. و اميدوارم كه تاروز انتخابت اصلاح طلبان به اجماع برسند . هريك از اين سه نفر يعني كروبي و خاتمي و موسوي محاسني دارند ،اما انچه مهم است اجماع آنان و حضور واحد اصلاح طلبان درانتخابات است .

فقط اميدوارم كه برنامه نامزدها روشن باشد و به شبهات و سوالات پاسخي منطقي بدهد . كانديداي اصلاح طلبان بايد بگويد كه براي حل مشكلات اقتصادي و سياسي و فرهنگي كشور چه برنامه اي دارد . ديگر خسته شديم از كلي گوييها و شعار دادنها . اميدوارم نتيجه انتخابات به نفع اين مردم زجركشيده باشد و مشكلات مردم وبخصوص جوانان مملكت كاهش يابد و آنان به آنچه كه شايسته آنند برسند اميدوارم آزاديهاي قانوني نقض نشود وافراد در سخن گفتن و توليد فكر آزاد باشندواميدوارم كه محروميتها درهمه امور فرهنگي و اقتصادي كاهش يابد به آينده اميدوارم چرا كه گدا در كشور اميد پادشاهست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 21:48  توسط مصطفی صادقی  |