تبليغاتX
وبراهه
اين برنامه نقره كه از تلويزيون پخش ميشه و بيشتر به خاطرات  دهه ۶۰مي پردازد برنامه جالبيه . مثلا اينكه كارتونهاي دهه ۶۰را پخش ميكند كارتونهايي كه هنوز هم ديدني اند واصلا بهتره تلويزيون روبياورد به پخش مجدد اين كارتونها ، چرا كه توي اين ده ،پانزده سال اخير كارتوني كه مقبوليت عام پيدا كند هنوز پخش نشده و شايد من نديدم كه خب طبيعيه چون دوره برنامه كودك ديدنمون گذشته .ولي واقعا اون كارتونها چيز ديگه اي بودند يك سادگي صفا و صميميت خاصي داشتند . ياد سند باد و پلنگ صورتي و گوريل انگوري و بقيه كارتونهاي باحال اون دوره به خير.

به هر حال صحبت از برنامه نقره بود و خاطره هاي دهه ۶۰.اصلا نميدونم چرا هر وقت صحبت دهه۶۰ميشه يه احساس خاصي پيدا ميكنم . واقعا ميخوام برگردم به اون دوران . دوراني كه كودكيم در آن گذشت . اصلا اين دوران كودكي يك جور ديگري بود پر از خيال بود و شور . چه خيالهايي ،اصلا كي گفته خيال بده من اون دوران را دوست دارم به خاطر خيالهاش . بچه كه بوديم غذا بيشتر بهمون ميچسبيد فيلم ديدن هم جور ديگري بو داصلا خيال ميكرديم قهرمانهي فيلم واقعيند وبراي همين بيشتر با فيلم همذات پنداري ميكرديم . فقط چيزي كه اون دوران برامون كابوس بود مدرسه رفتن بود . مدرسه برايمان زندان بود هميشه دعا ميكردم كه روزي برسد كه ديگه به مدرسه نروم . ولي آخرش معلم و شدم و باز هم بايد برم مدرسه . كاش ميشد يه فكر درست كرد و اين مدارس را از اين حال و هواي خشك و سرد در آورد .

به هر حال ياد اون دوران به خير هرچند كه باز نميگردد. چقدر اين ترانه بيژن ترقي را  كه عليرضا افتخاري خوانده دوست دارم . حرف دل منه:

 يادم آمد

شوق روزگار كودكي

مستي بهار كودكي

يادم آمد

آن همه صفاي دل كه بود

خفته در كنار كودكي

رنگ گل جمال ديگر در چمن داشت

آسمان جلال ديگر. پيش من داشت.

شور و حال كودكي برنگردد دريغا

قيل و قال كودكي بر نگردد دريغا!!

به چشم من همه رنگي فريبا بود

دل دور از حسد من شكيبا بود

نه مرا سوز سينه بود

به دلم جاي كينه بود

شور و حال كودكي برنگردد دريغا

قيل و قال كودكي برنگردد دريغا

روز و شب دعاي من بوده با خداي من

كز كرم كند حاجتم روا

آنچه مانده از عمر من به جا

گيرد و پس دهد به من دمي

مستي كودكانه مرا

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 16:24  توسط مصطفی صادقی  | 

يك برنامه درست و حسابي انتقادي اگر درتلويزيون باشد همين برنامه نود است كه در عرصه فوتبال فعاليت ميكند .مجري بادانش و شجاع آن به خوبي مسايل ريزو درشت فوتبال را بررسي ميكند و اشتباهات همه را زير ذره بين قرار ميدهد از وقتي اين برنامه آغاز شده مسوولان و مربيان وداوران وبازيكنان بيشتر حواسشان به اعمالشان جمع شده است .

مثل اينكه همين امر باعث شده كه برخي مسوولان كه تاب و تحمل انتقاد ندارند سعي كنند در اين برنامه تخته شود.حتي برخي از آنها مثل آن جوانك آخوندي ،فردوسي پور رابه تضعيف نظام وارزشها متهم كردندكه البته اين شيوه قديمي انهاست كه منتقدان را بلافاصله به اين چيزها متهم ميكنند واصولا وجود خود را مساوي هرچه ارزش و اخلاق و خوبي ميدانند . هدفشان هم مشخص است اصولا بعضيها ميخواهند در هيچ حوزه اي انتقاد نباشد حتي فوتبال چه برسد به حوزه سياست و اقتصاد و فرهنگ كه البته اي كاش برنامه اي مانند نود درمورد اين مسائل هم تهيه ميشد كه بي رو دربايستي از مسوولان سوال ميكرد و جواب مي خواست .

مثلا كاش برنامه اي  بود كه از مسوولان امر ميپرسيد چگونه است كه نشريه اي در اين مملكت با كوچكترين خطايي حكم مرگش صادر مي شود و كاركنان آن بيكار ميشوند؟چرا اينقدر ارزش جان و آزادي مطبوعات دراين ملك كم و پايين است ؟تا كي ميخواهيم به مطبوعات ارزش و احترام واقعي نگذاريم ؟

البته كه طرح اين پرسشها در تلويزيون ما جايي نخواهد داشت . چرا كه تلويزيون هم درجو سازي عليه مطبوعات نقش دارد و نشان داده كه هيچ وقت مدافع آزادي مطبوعات نبوده است.

با اين اوصاف اميدوارم كه كه حداقل برنامه خوب نود از هجمه ي مخالفانش در امان بماند و حداقل چراغ نقد در عرصه ورزش روشن بماند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 15:57  توسط مصطفی صادقی  |