تبليغاتX
وبراهه
ازنومیدی گذشته ام

  بسان آنکه می گذرد از جاده های دهشتزای یاس

بسان آنکه می نگرد به تلالو امید    به طلوع فردا

به سپیدیی که شاید خود شرابی دیگر است

ازنومیدی گذشته ام

بسان آنکه می گذرد به سرزمین جنون

به قریه ای که نانش را از خون آدم نپخته اند

به شهری که طوفان نیرنگ             سقف ایمان را به زمین ننشانده

از نومیدی گذشته ام.......

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 11:26  توسط مصطفی صادقی  |