تبليغاتX
وبراهه
طرح نام‌گذاری خیابان دکتر مصدق در کمیسیون کارشناسی کمیته‌ی نام‌گذاری شورای شهر تهران منتفی شد. دبیر این کمیته گفته: گزارش گروه‌ کارشناسی مبتنی بر این است که مصدق از ویژگی‌های مورد نظر کمیسیون برای نام‌گذاری برخوردار نیست. این گزارش کارشناسی را گروهی از افراد متخصص در حوزه‌ی تاریخ ارایه کرد‌ه‌اند چرا که پیش از این که طرح نام‌گذاری صحن به شورای شهر بیاید، باید ویژگی‌‌های طرح کارشناسی آن در شورا لحاظ شود که طرح پیشنهادی نام‌گذاری خیابان دکتر مصدق این شرایط را احراز نکرد

پیشنهاد من:نام خیابان موردنظررابگذارید خیابان" کردان" ببخشید دکترکردان،که حقا ایشان استاد صداقت و اخلاقند ونامشان درتاریخ باقی خواهد ماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 16:41  توسط مصطفی صادقی  | 

- سالگرد جلال آل احمد را پشت سر گذاشتیم درباره جلال سخن بسیار گفته اند ومن نمیخواهم سخنان تکراری  بگویم پس درباره جلال آنچنانکه خودشناختممینویسم جلال را در دوران نوجوانی  کشف کردم در بحبوحه سالهای دبیرستان وفضای سیاسی ان دوران وفضای ذهنیی که همه چیز را مطلق  می انگاشت در عین حال دنبال نو اوری و سنت شکنی بود و جلال برای ما این ویژگیها را داشت کسی که همیشه حرفش حق بود (همچنانکه شریعتی اینگونه بود) ودر مقابل دیگران کم نمی آورد ولی بسالهای اصلاحات که رسیدیم متوجه شدیم دیالوگ هم چیز خوبیست وهمیشه نباید برحق بود

2- باهمه این تفاصیل جلال همچنان برای ما محترم است شجاعت نو اوری جسارت صراحت درک بالا ی او ودیگر اوصافش همچنان برایمان اموزنده وجذابست بدعتهای اودر نثر مقلدان زیادی دارد نثر صریح با جمله های کوتاه و عصبی همچون شخصیتش حذفهای به قرینه معنوی ولفظی جذابیت خاصی برای پیروانش داشت ودارد

تک نگاریهای در سفرهایش از جمله نو آوریهایی بود  که او ایجاد کرد که مورد توجه جامعه شناسان هم قرار گرفت

واین کار به خاطر شناخت خود وباز گشت به هویت اصیل خود بود و او برای خود شناسی به خود نیز رحم نمی گرد و نقدی بی رحمانه را از خود به نمایش گذاشت او به چاله چوله های درون خود نقب می زد تا هستی اصیل خود را دریابد تا با شناخت خود به شناخت اطراف و جامعه اش برسد و این خاص او و کسی چون صادق هدایت بود

3- جلال به درد زمان ما میخورد؟اگر صراحت تیز بینی و تعهد مهم است پس جلال وفکر او هم مهمست دراین فضای بسته وسرد جامعه نیاز به انسانهای درد شناس و شجاعی چون او دارد اویی که به مفهوم سارتری کلمه متعهد بود او به دنبال حقیقت بود و آن را از هر چیزی بالاتر می دانست برای همین بود که تغییرات زیادی کرد و سرزنشهای دیگران را به جان خرید ولی راه خود را گم نکرد او حقیقت را دوست داشت چنانکه سقراط می  گفت و جام شوکران آنرا هم نوشید هنر را متعهد می دانست و به تئوریهای بورژواهایی که هنر را برای هنر می خواستند اعتقاد نداشت چنانکه ما هم اعتقاد نداریم چرا که تا زمانیکه ظلم و استبداد و جهل هست هنر نیز وظیفه دارد 

4- جلال را دوست داریم و به او با همه بدی ها و خوبی هایش عشق می ورزیم  پس یادش را گرامی میداریم وراهش را ادامه میدهیم

مادر کتاب تو میشکفیم

درعتابت

ما در شتاب تو می شکفیم

و در دفاع از لبخند تو که یقین است و باوراست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 22:4  توسط مصطفی صادقی  | 

شنیدیم که علاقمندان به آموزش خلبانی میتوانند ساعتی شصت هزار تومان پرداخت نمایند و خلبانی یاد بگیرند . توصیه مااینست که علاقمندان حتما ثبت نام کنند. البته بدیهیست که پولدارن ارجمند بایددراین امر مفرح و جذاب  پیش قدم شوند قطعا پرواز باهواپیما غیر از آموزش خلبانی میتواند سرگرم وکنند ه پرهیجان و خنده آور هم باشد . در حین پرواز عزیزان اغنیامیتوانند نگاهی هم به سطح شهر بیندازند و حسابی لذت ببرند و صحنه های خنده آور زیادی ببینند. مثلا از آن بالا میتوانند  کارگری را تماشاکنند که برای خریدن ۲کیلو گوجه وبادمجان مردد است آیا واقعا خنده دارنیست؟ آخرآدم باید برای خرید گوجه و بادمجان  هم تردید کند؟ . یا میتوانند آدمی راببینند که بال وپای مرغ میخرد واقعا خنده آورست پای مرغ هم خریدنیست ؟میدانم که عزیزان در صورت دیدن این صحنه از آن بالا فریاد خواهند زد که " آی مرد حسابی ما ران و سینه مرغ را میریزیم توی سطل زباله اونوقت تو بال و پای مرغ میخری ؟"یا مثلا می توانند مردی راببینند که زن و بچه اش از او میخواهند که برایشان چیزهایی معمولی مثلا یک شلوار ساده بخرد و اونمی تواند ودر مقابل زن و بچه اش حسابی خجالت میکشدو غرورش شکسته میشود آنوقت است که عزیزان میتوانند ازخنده غش کنند واقعا دیدن چنین مردهای بدبختی خنده آورست نه؟ البته عزیزان هواپیما سوار باید تصدیق کنندکه چنین صحنه هایی باید باشد چرا که اگر نباشد دیگر هواپیما سوار شدن و آن بالاها رفتن لطفی ندارد. امید استکه با آمدن هواپیماهای دور پرواز عزیزان بتوانند چنین صحنه هایی را در تمام دنیا ببینند و حسابی بخندند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 19:39  توسط مصطفی صادقی  | 

سريال روزگارقريب ازان سريالهاي خوش ساختيست كه دربين سريالهاي آبكي تلويزيون ارزش ديدن را دارد. كيانوش عياري با تسلطي مثال زدني سريالي سهل و ممتنع ساخته كه خصوصا به طرز شگفت انگيزي واقعيست . هيچ گونه اغراق دربازيها وداستان كه متاسفانه ويژگي سريالهاي ايرانيست در آن ديده نميشود.عياري به خوبي از موقعيتهاي به ظاهر پيش پاافتاده در خلق فضاهاي داستاني استفاده كرده است . بازيگران ،حتي بازيگران غيرحرفه اي چنان خوبند كه انگار درمقابل دوربين نيستند و اينها همه مديون سبك خاص وهوشمندي عياريست . اين سريال رامقايسه كنيد بابرخي ديگر ازسريالهاي تلويزون كه اصلا بعضيشان ارزش يكبارديده شدن را هم ندارند . براي مثال سريال پرخرجي چون حضرت يوسف كه با هزار زحمت ميخواهد شرارت وخباثت برادران يوسف و پاكي يوسف را نشان دهد .سريالي كه مانند سرياهاي ديگر مقادير معتنابهي آب هم به آن بسته شده و كارگردان آن ادعا ميكندكه براي نوشتن فيلمنامه و ديالوگهايش ۴سال كاركرده ،ولي واقعا نميدانم كه اين ديالوگها چه چيز خاصي دارد كه اينهمه رويشان كاركرده است ديالوگ نويسي اين سريال رامقايسه كنيد با سريال امام علي ميرباقري تا فرق واقعي ديالوگ خوب و بد مشخص شود   يا سريال مرگ تدريجي رويا را ميتوان مثال زد كه كماكان درجهت تخريب عده اي ازروشنفكران و پيامبر نشان دادن عده اي ديگر حركت ميكند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 15:22  توسط مصطفی صادقی  |