چرخ وموتور بس شده آی ژیان رو ول کن *** بنز بخر با کمری تحول اومد
بی زن بی پو ل چرا معطلی تو **** روتو بکن فکر زری تحول اومد
روز دگر امده غصه ها تمومه ****دوره محموده تقی تحول اومد
آی حسنی که کچلی غما سراومد *** روتوبزن موی فری تحول اومد
نسخه محمود رسیده مادرم آی **** رفت دگر پرمرضی تحول اومد
غصه زشتی رو نخورربابه جونم **** چونکه میشی مثل پری تحول اومد
اشکنه و کشک و پنیر شد تموم **** مرغ بخور با فرنی تحول اومد
احمدي نژاد با شعار دولت اسلامي روي كار آمد وسيمايي بسيار مذهبي و حتي درنظر برخي افراطي و متحجر ازخود نشان داد.اوخودرا ازمريدان مصباح ميداند كه دشمني او با اصلاح طلبان عيانست . عملكرد دولت اودر اين چند سال ميتواند سختگيري اورا ثابت كندخصوصا اقدامات ارشاد درسانسور فيلم وكتاب . ولي گاه او واطرافيانش حرفهايي ميزنند و اقداماتي ميكنند كه حتي خيلي ازاصلاح طلبان نگفتند وانها هم تعجب ميكنند. حرفهايي كه در تناقض با آن تصويريست كه از احمدي نژاد و اطرافيانش بعنوان مذهبي خشك وجوددارد. كه برخي ازاينكارها وحرفها اگردردوره خاتمي مطرح ميشد طوفاني عليه او ودولتش به پا ميگشت
مثلا احمدي نژاد باحضور زنان درورزشگاهها موافقت كرد كه البته به نتيجه نرسيد . يا زماني كه دست خانم معلمش را بوسيدواعتراضات محدودي رابرانگيخت.(كارهايي كه االبته به نظرمن هيچ مشكلي ندارد)
اما مورد عجيب در دولت او حضور معاونش اسفندياررحيم مشايي است كه با او نسبت فاميلي هم دارد و دخترش عروس احمدي نژادست. او يكبار درتركيه در همايشي شركت كرد وهنگامي كه زنان ترك ميرقصيدند آنجا راترك ننمود و قرص ومحكم سرجايش نشست والبته اعتراضهايي راراه اندخت .
امااخيرا اوبراي دومين بار صريحابا ملت اسراييل اظهار دوستي كرده وگفته ما مشكلي با آنها نداريم . سخني كه تعجب همه را برانگيخته حرفي كه البته اگرخاتمي يا يكي ازدولتمردانش ميزد شايد براي سقوط كل دولت آن سيدمظلوم كافي بود . نتيجه اينكه اين اسفنديار خان آدم عجيبيست همينطور كه رييسش گاه عجيب ميشودنمي دانم شايد ۴ سال بعد رحيم مشايي شد يكي مثل گنجي يا سروش وشايد هم جلوتر بايد صبر كرد وديد.
موخره : اگر ميگوييد اين دولت چندان عجيب نيست ،خبر مهم همين يكي دو روزه رامرور كنيد وزير كشور متقي وارزشي !!!دولت برادر احمدي نژاد مدرك دكتراي جعلي ارائه كرده است. آنوقت اين آقا احتمالا مي خواهد انتخابات هم برگزار كندو امين راي مردم باشد!!!!
رادوان كارادزيچ جنايتكار صرب چند روز پيش دستگير شد و دستگيري او باعث خوشحالي تمام عدالتخواهان دنيا گرديد تا اين جنايتكار پاسخگوي اعمال غير انسانيش باشد . اما سوال اينست :
آيا دستگيري جنايتكاراني چون كارادزيچ و محاكمه آنها پايان دهنده جنايت عليه بشريت خواهد بود قطعا چنين نخواهدبود تازماني كه تعصب و خودبيني باشد جنايت عليه بشريت هم خواهد بود به قول مولانا:
سختگيري و تعصب خامي است تا چنيني كار خون آشامي است
سوال ديگر اينست كه آيا فقط آنها يي كه در طول تاريخ به عنوان جنايتكار معرفي شده اند را مي توان جنايتكار ناميد ؟
حقيقت آنست كه تاريخ بيشتر با اعمال نظر فاتحان جنگها نوشته ميشود . اصولا به تعبير ميشل فوكو دانش يكي از روشهاي اعمال سلطه است . فكر ميكنيد كه اگر درجنك جهاني دوم هيتلر برنده جنگ ميشد چه كساني به عنوان جنايتكار محاكمه ميشدند؟ احتمالا چرچيل و روزولت .امروزهم ملا عمر وبن لادن توسط رسانه هاي غربي تروريست و جنايتكار معرفي ميشوند ولي درسوي ديگر همين دونفر درنزدبخشي از افكار عمومي جهان اسلام قهرماناني بزرگند . حال بايد كدام حرف را باور كرد ؟ شايد سخن غربيها درست تر باشد اما همانها آيا باعث به وجود آمدن طالبان و بن لادن نشدند؟ پس نكته مهم اينست كه وجدان بشريت فارغ ازجنجالها و قدرت طلبيها و ايدئولوژيها همه جانيان واقعي را به محاكمه كشد . بشر بايد به حدي از فهم برسد كه تحت تاثير تبليغات و تعصبات و جاه طلبيهاي قدرت طلبان دنيا نگرددو اگر چنين شود خود بخود جنايتكاران هم محو خواهند شد.
موخره: درجايي خواندم كه دختر كارادزيچ ،به خاطر اعمال جنايت كارانه پدرش دركشتار مردم بوسني، خودكشي كرده است و يكي ازقربانيان زن جنگ بوسني كه حداقل بيست بار مورد تجاوز صربها قرار گرفته بوده و بعدها به طرز معجزه آسايي نجات پيدا كرده ، كتابي درباره جنگ بوسني نوشته و آن را به دختر كارادزيچ تقديم كرده است . حكايت جالب توجه و تكان دهنده ايست .
«شهروند امروز» نوشت: اين روزها علياكبر ناطق نوري، روحاني بلندپايه اصولگرا، در انديشه هدايت انتخابات رياستجمهوري به سوي يك فرد معتدل براي تشكيل «دولت ملي» است. او در نظر دارد كه با جمعي از اصولگرايان اصيل و اطلاحطلبان معتدل، گروهي تشكيل دهد تا از آن طريق انتخابات رياستجمهوري سال آينده را مديريت و آن را از وضعيت كنوني كه يك جريان تندرو آن را به دست گرفته، خارج كند. اين چنين است كه ناطق نوري در تماس و ديدار با اكبر هاشمي رفسنجاني، سيدمحمد خاتمي و مهدي كروبي، از راز دل خود پرده برداشته و دريافته كه آنان نيز نگران سرنوشت و آينده كشور هستند و حاضرند جبهه نجات ملي تشكيل دهند. از قرار معلوم در ايام تعطيلات عيد نوروز، خاتمي و ناطق نوري هر دو به يك سفر مشترك ميروند. براي نخستين بار ناطق نوري با سيدمحمد خاتمي مفصل سخن ميگويد. هر دو روحاني از وضعيت موجود و رويه دولت در امور اقتصادي، اجتماعي و سياسي گله و انتقاد ميكنند. ناطق نوري در همان ديدار پيشنهاد خود را ارايه ميكند و درمييابد كه خاتمي نيز همراه دغدغههاي اوست.
پس از اين ديدار بود كه با هاشمي رفسنجاني، رئيس مجلس خبرگان، سخن گفته ميشود و پس از آن نيز با مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي. گويا ناطق نوري، اين سخن خود را نيز با خردمندان جناح راست مانند محمدرضا مهدوي كني، محمد يزدي و جمعي از مدرسين و اعضاي روحانيت مبارز نيز در ميان گذاشته است."
میگویند سیاست پدر ومادر نمیشناسد ، ميگويند در سياست دوست و دشمن همیشگی وجود ندارد و ما هم اين سخنان را شنيده بوديم اما فكر مي كرديم اين سخنان اعتقاد سياستمداران ما كياوليست است نه رهبران اصلاح طلبي كه به آنان اعتقاد داشتيم و راي داديم . يادمان نميرود دوم خرداد 76 را كه همين ناطق نوري در برابر خاتمي ايستاده بود . در آن زمان تقابل اين دو را برايمان تقابل گرگ وميش نمايانده بودند و ما هم برخاستيم و به آن كه فكر ميكرديم مظلومترست و صالح تر يعني خاتمي راي داديم تا دمار از روزگار ناطق و ناطقيان در آورده باشيم .
ولي از طنز روزگار ميبينيم كه اين دو حالا در كنار هم مينشينند وفالوده مي خورند و سخن از جبهه نجات ملي مي گويند . خب نگرانيهاي ناطق و رفسنجاني و برخي ديگر از رو حانيان اصولگرا را ميتوانم درك كنم. احمدي نژاد دردوران حكومتش راست سنتي را به بازي نگرفته ودر برخي موارد به آنان حمله هم كرده است و ديگر آنكه آنان سالهاست كه زحمت كشيده اند و امكانات قابل توجهي براي خود و اعضاي خانواده شان جمع كرده اند و حالا ميترسند با بلند پروازيهاي هسته اي احمدي نژاد همه آنها دود شود و برود هوا به بيان ديگر آنها درفكر جبهه نجات خودشان هستند تا جبهه نجات ملي. اما نمي فهمم كه چرا اصلاح طلبان بايد با ناطقيان ائتلاف كنند شايد آنها هم دليلي فرا سياسي دارند كه ما بي خبريم .
شايد هم هنوز خوش خيالانه فكر ميكنيم كه سياست و آرمان يكيست .
پس اگر4سال ديگر ديديم كه اكبر گنجي و عبدلله نوري نشستند و با احمدي نژاد و فاطمه رجبي و الله كرم ائتلاف كردند تعجب نكنيم.
ومن ذره ای چون غبار امیدوار یک بامداد
طلوع خورشید شعرت همان بامداد و صبحست
همان آفتاب جاوید فروزنده ماه ومهرست
تو آن افتابی که شولای شب را به شمشیر شعرت دراندی
تو آنی که بر بستر قطب یخ دم و هرم گرما فشاندی
به قلبم گذر کن طلوع که از غرب غمها برایم
که بر بستر قطب یخ دم و هرم گرمی فشانم
به قلبم گذر کن گذر تو ای غول زیبای شب
(به شاملوی بزرگ)
اين روزها پرسش اينست كه آيا خاتمي كانديد رياست جمهوري ميشود يانميشود پيشبيني من اينست :
خاتمي طبق معمول ابتدا ئا ميگويد نمي آيم بعد اصلاح طلبان اصرار ميكنند. اينبار مي گويد براي آمدنم بيشتر بايد فكر كنم در ضمن شرو طي هم دارم كه نظام بايد قبول كند .
طبيعيست كه از طرف نظام هيچيك از شرطهايش پذيرفته نمي شود . خاتمي ميگويد" پس نمي آيم " اصلاح طلبان دوباره اصرار ميكنند ميگويند " جان مادرت بيا رئيس جمهور شو تاما هم يك كاره اي بشويم مرديم از بس بيكار و علاف بوديم " ميگويد :" باشد مي آيم ولي به شرط آنكه هرچه گفتم قبول كنيد، از من عبور نكنيد نگوئيد من بي عرضه ام " خاتمي ميرود كه اسم بنويسد هنگام اسم نويسي گريه ميكند اطرافيانش هم ميزنند زير گريه ،خبرنگاران هم گريه شان ميگيرد، مردم ايران هم ميگويند خب بابا گريه نكن بهت راي ميديم . دانشجويان هم ميگويند به همين راي ميديم اقلا دوتا فحش كه ميشه بهش داد. اصلاح طلبان شروع ميكنند به تبليغات انتخاباتي ميتينگ برگزار ميكنند ، ميگويند آي كتك خورديم آي در فلان جلسه انتخاباتي بمب گذاري كردند آي شوراي نگهبان مي خواهد مارا رد صلاحيت كند آي اينطور شد... آي اونطور شد....
انتخابات برگزار ميشود خاتمي يا راي مياورد يا راي نمياورد . اگر راي نياورد مي گويند تقلب شد رايمان را دزديند . يك چرت زديم ده مليون رايمان پريد، ديگر در انتخابات شركت نمي كنيم ، پو پوليستها مردم را گول زدند و ازين حرفا .
اما اگر خاتمي انتخاب شود . هيچكاري نميتواند بكند محافظه كاران هي حمله ميكنند و او هي عقب ميرود ميگويد : اگر يك قدم ديگه بياييد جلو ميزنمها ولي آنها مي آيند جلو و او نميزند اصلاح طلبان در اين وضعيت به جاي اينكه از خاتمي حمايت كنند،ميگويند از اولش گفتيم كه نبايد به خاتمي اعتماد كرد بعد با خودشان در گير مشوند مشاركتيها كارگزاران را ميزنند مجاهدين با اعتماد ملي در گير ميشوندو اوضاع خرتو خر ميشود انتخابات مجلس نهم نزديك ميشود شوراي نگهبان تمام اصلاح طلبهاها را رد صلا حيت ميكند . خاتمي مي گويد : انتخابات را با اين شرايط برگزار نميكنم. ميگويند بيخود ميكني او هم مي گويد ببخشيد من نبودم برگزار ميكنم .بعد خاتمي ميگويد من تداركاتچي هستم من اختياري ندارم مرده شوراين رياست جمهوري راكه قدرتي ندارد را ببردانتخابات رياست جمهوري يازدهم نزديك ميشود اينبار خاتمي مي گويد ديگر نمي آيم بعد اصلا ح طلبان اصرار ميكنند... ( بقيه مثل بالا )