آنطوركه مافهميديم برنامه هاي وزير محترم آموزش و پرورش براي پيشرفت آموزش و پرورش و ايجاد انگيزه بسيار زياد در معلمان ، به شرح زيرست :
1- قطع كردن و كم كردن اضافه كاري كارمندان اين وزارتخانه
2- استخدام نكردن معلم جديد،حتي آنانكه سالهاست حق التدريس درس ميدهند و اميد زيادي براي استخدام داشتند براي اينكه همچنان منتظر باشند چون اصولا انتظار چيز خوبيست.
3- 3- پرداخت اضافه كاري معلمان ،3ماه يا 3سال يا 30 سال بعد .
4- از آنجا كه وزير محترم عمخوار معلمان است پاداش پايان خدمتشان را با دادن سهام عدالت جبران ميكند و از پرداخت نقدي خود داري ميكند مهم نيست كه عزيزان همكار، چكشان برگه شود ،آبرويشان بريزد يا به زندان بيافتند مهم آنست كه با تحمل اين سختيها سهامدار شده اند.
5- تغيير كتابهاي درسي وباز تغيير دادن آنها و گيج كردن همكاران محترم .
6- آموزش صداقت توسط وزير محترم به معلمان . براي مثال وزير دربرنامه تلويزويني نگاه يك شركت ميكند وصادقانه ميگويد استخدام نمي كنيم پاداش مناطق محروم تا اطلاع ثانوي حذف ميشود دادن اضافه كاري كم وباتاخير ودربعضي موارد قطع ميشود و... اين يعني صادقانه حرف زدن كه خود ميتواند الگويي براي معلمان باشد مثلا معلم سر كلاس برود و صادقانه بگويد : چون حال ندارم صفحه اول درس را خودتان بخوانيد صفحه دوم هم حذفست صفحه سوم هم چيز خاصي ندارد و صفحه جهارم را هم باز خودتان بخوانيد من ميخواهم بخوابم.
7- مديران محترم براي اينكه حب رياست گولشان نزند بايد براي رياضت و تاديب نفس هم كه شده هفته اي 10 ساعت في سبيل الوزير به امر تدريس مشغول باشند، باشد كه خداوند از برخي گناهانشان درگذرد.
8- شرمنده كردن معلمان در مقابل زن و بچه شان ، تامزه شرمندگي شاگرد درس نخوان را بفهمند و اينقدر به اين طفلهاي بيگناه گير ندهند .
حال ما براي پيشرفت بيشتر اين وزارتخانه پيشنهادات ديگري هم ارائه ميدهيم
1- باتوجه به افزايش شديد در آمد معلمان از داد ن يارانه كالاهابه معلمان كه قراراست در آينده پرداخت شودخودداري شود.
2- حقوق تابستان آنها با توجه به اينكه شرعا محل ترديدست قطع شود
3- از آنجا كه مديران مجبور به تدريس رايگان شده اند معلمان هم هفته اي 10 ساعت به مستخدم مدرسه در امر نظافت كمك كنند .
4- حجم كتابها 3 برابر شده و ساعت درسها كم شود مثلاساعات تدريس رياضي از هفته اي 5 ساعت به هفته اي 2 ساعت تقليل يابد
5- تمام معلمان معترض فضول و مخالف اخراج شوند
.هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق ثبت است برجريده عالم دوام ما

سي سال
سي سال عمر كردم اما نتوانستم بفهمم كه چگونه بايددركنار مردم زندگي كرد اگربخندي وشاد باشي مي گويند طرف جلف و سبك است . اگر نخندي و جدي باشي مي گويند طرف چقدر خشك و انعطاف ناپذيرست اگر لبا س نو بپوشي و شيك باشي ميگويند دراين زمانه گراني چكار ميكند كه وضعش اينقدر خوب است غم و غصه اي ندارد . به ياد فقرا نيست ظاهرگراست و اهل تجملست . اگر ساده باشي ميگويند چقدر بيسليقه و شلخته است به ظاهرش اهميت نميدهد
اگر ريش بگذاري ميگويند عامل حكومتست اگر بتراشي ميگويند چه حوصله اي دارد هر روز اصلاح ميكند يا ميگويند ديندار نيست اكر پياده بروي ميگويند چقدر خسيست حيفش ميايد سوار ماشين شود اگر باوسيله نقليه تردد كني مي گويند تنبل است ميخواهد ادا دربياورد اهل ورزش نيست چاق شدي برو كمي پياده روي كن.
اگر از خانه ات بوي غذا بيايد مي گويند چه حوصله اي دارند مي خواهد پز بدهد توي اين گراني چطور اينقدر پخت و پز ميكند و اگر بوي غذا نيايد ميگويند واي اينها ديگر كي هستند هنر غذا پختن ندارند خسيسند به خودشان اهميت نميدهند .
اگر مريض شوي ميگويند چرا هميشه مريضي چه گناهي مرتكب شده اي كه بايد هميشه مريض باشي برو توبه كن و اگر سالم باشي ميگوند چقدر بي عار است غم و غصه اي ندارد و فقط حواسش به خودش است خود دار است به ياد ديگران نيست .
اگر به خانه يكي از آشنايان بروي و يكماه و شايد دو ماه بعد برايشان اتفاقي بيافتد مي گويند طرف چشممان زد چشمش شور است يادمان باشد هر وقت ميبينمش اسفند دود كنيم احتمالا با جادو گران ارتباط دارد شايد خودش جادوگر است
اگر بادوستي كه پسر سه ساله دارد حرف بزني و خوش و بش كني ميگويند ميخواهد دخترش را به طرف قالب كند درحالي كه اصلادختري نداري.
اگر با دختر همسايه فقط سلام و عليكي مختصر كني ميگويند غرض داري دختر بازي در فكر هوسراني هستي و اگر رد شوي وبروي مي گويند املي عقب مانده اي و از آداب معاشرت چيزي نميداني اگر به زنت يا دخترو خواهرت آزادي بدهي ميگويند بي غيرتي جاكشي و اگر محدودشان كني متحجري .
اگر بميري مي گويند چرا مرد اگر بخواهي خودكشي كني ميگويند نااميدي ضعيفي و شايد هم مي آيند نجات بدهند تا خود كشي نكني اما اگر بخواهي زندگي كني به كشتنت راضينداگر.. اگر...اگر.....
سي سال
اما آنچه بعد از گذشت۹سال از آن واقعه مرا متحیر میکند اینست که چطور شد جای متهم و شاکی عوض گردید مقصران و عاملان آن واقعه جای شاکی نشستندو دادخواست صادر کردند .یادم هست که آنروزها که این واقعه اتفاق افتاد با خوش خیالی فکر میکردم که دیگر کار گروههای فشار تمام است چنان خرابکاری کرده اند که دیگر از صحنه حذف میشوند ولی دیدیم که هیچ اتفاقی نیفتاد . دادگاهی برگزار کردند و فقط یک سرباز را به جرم دزدیدن یک ریش تراش محاکمه کردند همه آن خرابیها و جرا حتها و کشته دادن خلاصه شد دریک ریشتراش ،در عوضش دانشجویان متهم شدند و افتادند زندان، روزگار غریبیست نازنین
وقتی بچه بودم مادرم میگفت پسرجان بیرون نری با بچه ها دعوا کنی چون اگر کتک هم بخوری تو رو مقصر میکنند همیشه ازین حرف مادرم تعجب میکردم ولی ۱۸ تیر باچشم همین چیز را دیدم
بعداز اینهمه سال مشخص نشد قاتل عزت که بود چه کسی چشم آن دانشجوی نگون بخت را کور کرد وخیلی چیزهای دیگرولی تاریخ قضاوت خودش را خواهد کرد
(درست یک ماه قبل ازین واقعه در کوی دانشگاه مهمان یکی از دوستانم بودم چه جو باصفا و دوستانه ای داشتند این بچه ها ،همانها که مدتی بعد چه رفتار ظالمانه ای با آنها شد . کاش ۱۸ تیر هم در کوی دانشگاه بودم)
جاخورده بودم حالا توي اين گرما و گرفتاري اومده بود گزارش تهيه ميكرد .كمي فكر كردم و گفتم :بايد بزنن توي گوششون خوبه ؟گفت به نظر شما خشونت موثره؟ گفتم خوب ببريدشون پهلوي علما و فقها كه نصيحتشون كنند خوبه؟ گفت :به نظرشما نصيحت خالي موثره ؟ خسته و عصبي بودم خبرنگاره هم ول نمي كرد گفتم : خب اول شما رو بايد نصيحت كنند كه تو اين گرما اومدي سوالهاي روانشناسانه و جامعه شناسانه ميكني . اينهمه مشكل و بدبختي توي مملكت داريم حالا شما اومدي از من مي پرسي موي بچه ها رو چيكار كنيم ؟اصلا چه مشكلي داره بذار هر جور ميخوان بگردند مگر چقدر وسايل تفريح و سرگرمي براي جوانها فراهم شده ؟ بذار يه دلخوشي براي خودشون درست كنند . اصلا ميدوني چيه منم حالا تو سي سالگي هوس كردم تيفوسي بزنم به نظرت چطوره ؟
خبرنگاره با تعجب نگاهم كرد و رفت فكركنم ديگه تو گرما با كسي مصاحبه نكنه .