تبليغاتX
وبراهه
احمدی نژاد ده سال بعددر دادگاه : من نه استاد دانشگاه بودم نه استاندار  ونه شهردار و رئیس جمهور، من اشتباهی بودم من بی دفاعم

این جوک و جوکهایی مشابه این به صورت اس ام اس از طریق موبایلها فرستاده و دریافت میشود .

نکته:

جوک ساختن برای سیاستمداران امری معمولیست اما نوع و محتوای جوکها فرق میکند . آنچه در مورد احمدی نژاد به ذهن میرسد اینست که حجم جوکی که برای او ساخته شده از مسوولان دیگر در زمانهای مختلف بسیار بیشتر است . علت چیست؟ با کمی دقت میتوان علل آنرا یافت

همچنین نگاه دقیق دراین جوکها میتواند نکات جامعه شناختی و روانشناسانه جالبی رابه ما نشان دهد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:30  توسط مصطفی صادقی  | 

                            

امروز استاد محمدرضا لطفی به تلویزیون آمده بود شاید بعد از سی سال . اما مگر این تلویزیون ما میتواند اعصاب ملت را خرد نکند ؟ استاد لطفی هنرمند بزرگیست خود تلویزیون هم این را میداند اگر نمی دانست که اورا دعوت نمیکرد . عرصه فعالیت او هم عمدتا نوازندگی تار و سه تار است اصلا به خاطر سبک بدیع و شور انگیزش در نوازندگی تار محبوب و مشهورست . پس واقعا چه دلیلی دارد که همین تلویزیون عزیزتصویر استاد را (البته سرش را) در حال نوازندگی تار نشان میدهد اما خبری از تصویر تار استاد که در دستانش است و مینوازد نیست این چه اصرار یا بهتراست بگویم لجبازییست که تلویزیون دارد اصلا خود این قضیه یکی از معادله های چند مجهولی ماست یکی از معماهای این کشور پر معما . مثلا فرض کنید یک نفر از وسط قبایل بورکینو فاسو (از اروپا و آمریکا هم نه)بیاید و این قضیه را بشنود و ببیند آیا گیج نمیشود؟ نمی دانم شاید استاد لطفی برای تلویزیون عزیزست اما عشق استاد یعنی تار جزء آلات قبیحه . بهترین کار همانست که هنرمندانی چون استاد شجریان می کنند و پا به تلویزیون ضرغامی نمی گذارند . نه شیر شتر می خواهیم نه لقای ضرغامی

                               

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:57  توسط مصطفی صادقی  | 

ديروز كه به اصفهان رفته بودم يكي از نكات جالب براي من آن بود كه وقتي از اصفهانيها آدرسي مي پرسيدم با حوصله مرا راهنمايي ميكردند و نشاني دقيقي ميدادند . يادم آمد كه واقعا در برخي شهرها اينگونه نيست مثلا در تهران كه حوصله جواب دادن به كسي را ندارند يا حداقل كمتر راهنمايي ميكنند . فكر ميكنم اين هم از زرنگي اصفهانيها باشد زرنگيي كه البته بسيار خوب است چرا كه آنها از آمدن مسافر به شهرشان خوشحالند و سعي ميكنند با مسافران و گردشگران رفتار خوبي داشته باشند . زيرا به خوبي واقفند كه چقدر اقتصاد اين شهر به مسافران و گردشگران نيازمند است وباعث توسعه آن شده و ميشود اي كاش اين روحيه در همه شهرها گسترش يابد.

ونکته دیگر آنکه این اصفهان عجب شهر زیباییست

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 18:31  توسط مصطفی صادقی  | 

درخبرها آمده که کتابهای صادق هدایت و صادق چوبک از نمایشگاه کتاب جمع شده است . اصولا مانمی دانیم که چرا کتابهای این دو در نمایشگاه پهن شده که حالا باید جمع شود . واینکه این دوکذاب چرا اسمشان صادق است .واقعا این کار اقدام مفیدی بوده به شرط آنکه اینگونه کارها ادامه یابد تا دولت برادر احمدی نژاد با تمام قوا ارزشی بودن خودرا نشان دهدواقعا کشور همین یک مشکل را داشت که انهم حل شد. در این راستا پیشنهاد میکنیم که کتابهای افراد زیر هم جمع شود شاملو ، فروغ فرخزاد - جواد مجابی دولت آبادی داریوش آشوری عبدالکریم سروش ـبازرگان - گلشیری و بسیاری از ملحدان دیگر معلوم نیست که برای چاپ کتب این ملحدان چه تعداد درخت قطع شده است . کتب این ها را میشود داد گوسفندان بخورند تا دراین روزگار خشکسالی چاق و فربه شوند و اقدامی مهم برای جلوگیری از گرانی گوشت و شیر به عمل آید . میبینید که چقدر توجه به مسایل فرهنگی در مسایل اقتصادی هم اثر گذاراست این هم اثبات تئوری ماکس وبر
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:2  توسط مصطفی صادقی  | 

روز کارگر ومعلم هم آمد و سخنان تکریم آمیز مسوولان درباره این دوقشر ولی حقیقتا دوصدگفته چون نیم کردار نیست . جالبست بیشتر وقتها خبرهای اعتراضات کارگری را که میشنوم در خواست اضافه کردن حقوق و بهبود شرایط کار نیست . آنها میخواهند که همان حقوقشان که ماههاست پرداخت نشده پرداخت شود . بله کارگر را به مرگ میگیرند تا به تب راضی شود. روز کارگر آمد . و هیچ اتفاقی نیفتاد وکارگرست وچرخ عظیم سرمایه که استخوانهایش را میشکند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:7  توسط مصطفی صادقی  | 

 

شنیدیم که علاقمندان به آموزش خلبانی میتوانند ساعتی شصت هزار تومان پرداخت نمایند و خلبانی یاد بگیرند . توصیه مااینست که علاقمندان حتما ثبت نام کنند. البته بدیهیست که پولدارن ارجمند بایددراین امر مفرح و جذاب  پیش قدم شوند قطعا پرواز باهواپیما غیر از آموزش خلبانی میتواند سرگرم وکنند ه پرهیجان و خنده آور هم باشد . در حین پرواز عزیزان اغنیامیتوانند نگاهی هم به سطح شهر بیندازند و حسابی لذت ببرند و صحنه های خنده آور زیادی ببینند. مثلا از آن بالا میتوانند  کارگری را تماشاکنند که برای خریدن ۲کیلو گوجه و باد مجان مردد است آیا واقعا خنده دارنیست؟ آخرآدم باید برای خرید گوجه و بادمجان  هم تردید کند؟ . یا میتوانند آدمی راببینند که بال وپای مرغ میخرد واقعا خنده آورست پای مرغ هم خریدنیست ؟میدانم که عزیزان در صورت دیدن این صحنه از آن بالا فریاد خواهند زد که " آی مرد حسابی ما ران و سینه مرغ را میریزیم توی سطل زباله اونوقت تو بال و پای مرغ میخری ؟"یا مثلا می توانند مردی راببینند که زن و بچه اش از او میخواهند که برایشان چیزهایی معمولی مثلا یک شلوار ساده بخرد و اونمی تواند ودر مقابل زن و بچه اش حسابی خجالت میکشدو غرورش شکسته میشود آنوقت است که عزیزان میتوانند ازخنده غش کنند واقعا دیدن چنین مردهای بدبختی خنده آورست نه؟ البته عزیزان هواپیما سوار باید تصدیق کنندکه چنین صحنه هایی باید باشد چرا که اگر نباشد دیگر هواپیما سوار شدن و آن بالاها رفتن لطفی ندارد. امید استکه با آمدن هواپیماهای دور پرواز عزیزان بتوانند چنین صحنه هایی را در تمام دنیا ببینند و حسابی بخندند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:21  توسط مصطفی صادقی  |