تبليغاتX
وبراهه
فردا روز انتخابات است ولی در شهر ما و بسیاری از شهرهای دیگر خبری از انتخاب نیست هر چند در جاهایی هم که اصلاح طلبان لیست داده اند بعضا از روی ناچاری بوده  وافراد پیشرو و نخبه تر رد شده اند . ولی با این وجود رای دادن در جاهایی که اصلاح طلبان حاضرند می تواند به قول خاتمی بازی اقتدار گرایان را به هم بزند . به نظر من تحریم کار ساز نیست تا میشود باید به اصلاح و اصلاح طلبی فکرکردباید بازی آنها را به هم زد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 17:34  توسط مصطفی صادقی  | 

امروز بادکتر قطب الدین صادقی از بازیگران و اساتید سرشناس تئاتر وسنمای ایران که به میبد آمده بود دیداری داشتم وبا دوستم با اومصاحبه ای کردیم . مردی بود سرشار از انرژی وروحیه . وقتی یکی از بچه ها از کمبود امکانات گفت و اینکه نمی گذارند و نمیشود استاد گفت باید بشود هر چه می توانید تلاش کنید از حداقل امکانات استفاده کنید  . خوش بینی و امید او برایم بسیار جالب بود بدبختی ما بچه شهرستانیها در اینست که از وجود چنین اساتیدی بی بهره ایم در ادامه متن مصاحبه ما با ایشان را میخوانید

دکتر قطب الدین صادقی از بازیگران و اساتید سر شناس تئاترو سینمای کشور به دعوت انجمن نمایش میبد در نخستین همایش تئاتر عاشورایی حضور یافت و ضمن دیدن تئاتر های این همایش به ارزیابی ونقد آنها  پرداخت.همچنین کارگاه های آموزشی توسط وی اجرا شد که با استقبال بازیگران وعلاقه مندان تئاتر در میبد مواجه گردید درحاشیه این همایش گفتگویی با ایشان انجام دادیم که در ادامه می خوانید.
آقای دکتر صادقی ضمن ابراز خوشحالی از حضور شما در میبد به عنوان اولین سوال خواهش مندم خلاصه ای از سوابق هنری و علمی خود را بیان کنید؟
اینجانب متولد 1331 در سنندج هستم در سال 1350 وارد دانشکده هنر های زیبا شدم و پس از اخذ لیسانس به فرانسه رفتم ودر آنجا دکترای تئاتر گرفتم . نوشتن 29 نمایشنامه،ترجمه 16 کتاب،کارگردانی36نمایش،ساخت10فیلم کوتاه از جمله فعالیت های فرهنگی وهنری من است.
همچنین اخیرا مجموعه ای با عنوان تئاتر معاصرجهان با همکاری نشر قطره منتشرکرده ام که تا کنون 57 جلد آن چاپ شده است.
نظرتان را در مورد کار گروه های تئاتری و نمایش های اجرا شده در این همایش بیان کنید.
هنرمندان وهنر جویان اینجا سرشار از استعداد وایده هستند ولی این استعداد باید با آموزش همراه شود و عیوب کارشان تصحیح شده و نگرش دوباره ای در کارشان ایجاد گردد. نمایش در این جا ویژگیهایی دارد که یقینا با بقیه ایران یکی است اجرا ها از سنتی بودن رنج می برد باید در جستجوی روش های نو و شیوه های ارتباطی جدیدی با مردم بود.
جوانان باید بدانند که تئاتر بدون تماشاگر وجود ندارد.و بزرگترین کارشان تربیت و جلب تماشاگران است آنها باید آثاری را که منطبق با نیاز های مردم است اجرا کنند تا مردم به سمت آنها بیایند این بدان معنی نیست که هر چه مردم می گویند را به شکل سنتی و منفعلانه دنبال کنند قطعا کار هنرمند ارائه آثار پیشرو در این زمینه است کار او شکستن تعادل معمول و خلق یک تعادل بر تر است. او باید به مردم نزدیک باشد واز سوی دیگر در بالا بردن سطح سلیقه مردم بکوشد در مجموع نمایش های اجرا شده کامل نبود و به لحاظ تکنیک وموضوع دچار مشکلاتی بود که با تلاش بیشتر باید این مشکلات بر طرف شود.
 با توجه به این که به شهرستان های مختلف سفر می کنید وکار گروه های تئاتری را می بینید وضعیت تئاتر در شهرستان ها چگونه است؟
همان طور که گفتم مشکل عمده ما در این است که هنر و فرهنگ و مدرن به زندگی ما نفوذ نکرده است ما در زندگی سنتی مشکلی نداریم برای مثال دیشب تعزیه ای را دیدم که به خوبی اجرا شد و تماشا گران زیادی در تکیه حضور داشتند و از آن استقبال کردند اما هنوز مدرنیته وارد جامعه سنتی ما نشده تئاتر نیاز به فکر مدرن دارد و این وظیفه هنر مندان است که با فکر مدرن آشنا شوند تا در نتیجه با تئاتر آشنایی بیشتری یابند.
به نظر شما علت رکود تئاتر در کشور چیست؟
به نظر من هر نوع شکست یا توفیق در تئاتر به سه عامل مربوط میشود عامل اول مسئولان هستند که باید بودجه و امکانات مناسبی در اختیار هنرمندان قرار دهند اگر امکانات فنی و بودجه مناسب نباشد شما نمیتوانید با چیز های کوچک کار های بزرگ انجام دهید شما باید برای کسب نتایج بهتر امکانات بیشتر داشته باشید.عامل دوم هنر مندان هستند همان قدر که مدیران مسئولیت دارند هنر مندان هم مسئولند آنها باید سعی خود را در ارائه کار خوب انجام دهند.آنها باید در آثار خود دغدغه
ها و مسائل مردم را مطرح کنند و از ارائه کار های تجریدی و غیر واقعی بپرهیزند. همین باعث می شود که مردم جذب تئاتر شوندو تئاتر رونق بگیرد نکته دیگر در این زمینه آن که این تئاتر ها باید خوب اجرا شود. اگر حرف خوب بزنیم و خوب اجرا نکنیم فایده ندارد. عامل سوم مردم هستند مردم هم باید گامی به جلو بردارند و به مطالعه و تفکر و دیدن آثار هنری علاقه نشان دهند پس در نتیجه توفیق یا شکست به این سه عامل مربوط است
در پایان اگر صحبت و یا توصیه ای دارید بفرمائید
سفارش من به جوانان و بازی گران نمایش این است نمایش خوب اجرا کنید. بیشتر تلاش کنید ونا امید نشوید نگذارید قدرت خلاقیتتان از بین برود. اگر نتوانستید نمایش اجرا کنید مطالعه کنید. بنویسید وعمرتان را هدرندهید امید وارم که موفق باشید.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 21:10  توسط مصطفی صادقی  | 

 

شخصيتها نقش مهمي در ساختن تاريخ دارند و فراز و فرود آن چه كه به عنوان تاريخ مي شناسيم به شخصيتها مربوط است تمدن يونان را اگر ارج مي نهيم همانا به خاطر وجود مرداني پر ارج در آن  است اگر سقراط و افلاطون و ارسطو و فيثاغورث نبودند تمدن يوناني هم وجود نداشت. در ايران زمين هم هستند شهرهايي كه شهرتي خاص دارند. و دليل عمده شهرت خيلي از آنها به خاطر وجود شخصيتهاي بزرگي است كه در دامانشان  پرورانده اند. اصفهان اگر نصف جهان است شاعر و متفكر و سياستمدار و فيلسوف كم نداشته تبريز اگر نامش در ذهنمان با شكوه و عظمت تداعي مي شود مهد پرورش ستارخان و باقرخان و علامه طباطبايي بوده است. قابل توجه آنكه گاه شهري كوچك با جمعيتي نه چندان زياد مشاهير زيادي به كشورش و فرهنگ و تاريخ معرفي نموده كه نام آن شهررا عليرغم كوچكيش آشناي همگان كرده .از اين دست شهرها كم نداريم. شهرهايي كوچك اما بزرگ كه از برخي شهرهاي بزرگترا از خويش شهره ترند.

 ميبد از اينگونه شهرهاست ميبد نيز ابتدا با مشاهيرش شناخته شد. شايد آنگاه كه علي اصغر حكمت تصحيحي درخوراز تفسير كشف الاسرار ميبدي ارائه داد و آن را به طبع رساند خدمتي بزرگ به شهرت و نام ميبد كرد. بي شك رشيدالدين ميبدي مشهورترين مشاهير ميبد است ونام ميبد ابتدا به خاطر اوست كه به گوش نوجوانان و جوانان ايران زمين مي رسد. در همان سالها كه كشف الاسرار تصحيح ميشد شيخ عبدالكريم حائري حوزه علميه قم را تاسيس كرد .حوزه اي كه اينك مهمترين حوزه علميه ايران است .شيخ عبدالكريم به نوعي تاريخ ساز شد او حوزه اي را تاسيس كرد كه كساني از آن برآمدند كه تاريخ ساز شدند حائري هم مردي است از ميبد كه البته خيلي از ايرانيان اين را نمي دانند چرا كه پسوند نامش ميبدي نيست . در همان سالها حسين مكي ظهور كرد و در نهضت ملي ايران نقش مهمي بازي نمود. مكي كه تاريخ 20 ساله ايران را به روايت خود مي سازد و به نوعي مي سازد خود ميبدي است و اين را هم شايد خيليها ندانند .

برگرديم به سالها قبل،دوران ضعف ايلخانان مغول،دوراني كه تاراج ايران و ويرانه هاي پس از آن و تسلط بيگانه دل ايرانيها و روح فرهنگ ايران را پريشان كرده بود. در آن سالها ميبديها از نخستين بناكنندگان يك حكومت ملي بعد از ايلغار مغولهاي بيگانه بودند. حكومتي كه امير مبارزالدين ميبدي با نام آل مظفرتاسيس كرد .حكومت او و جانشينانش اگر چه مخالفاني داشت و دارد تجديد كننده استقلال ايران بود. اين حكومت همه ايران زمين را در بر نمي گرفت اما در ان سالهاي سخت فرهنگ نيمه جان ايراني را پاسداري كرد .شاهد اين سخن ظهور چهره اي نامدار و بزرگ چون حافظ شيرازي در عصر آل مظفر است.حال ماييم و اين تاريخ. ماييم و اين احساس غرورمان نسبت به برخاستن چنين مشاهيري از شهرمان.احساس غروري كه البته كفايت نمي كند.ميبد با اين پيشينه از آنچه كه هست بايد بالاتر باشد شايستگيهاي اين ديار بيشتر است .

به اميد ظهور شايستگيها و شايستگان بيشتر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:42  توسط مصطفی صادقی  | 

باب بحث درباره بوف کور و صادق هدایت بازست و باز خواهد ماند بعد از سالها هنوز مجلات و روزنامه ها درباره او و آثارش به خصوص بوف کور مینویسندو تحلیل میکنند چرا که بوف کور او شورش بر خودست خودی که گاه آن رادر ک نمیکنیم وبرایش اهمیت بسیار قائلیم بوف کور جراحی روح است جراحی زخمهای چرکین و دملهای باد کرده روح. اگر نظیری بتوان برای آن یافت سنگی برگوری آل احمدست که ان هم به نوعی شورش برخود و بیرون کشیدن سویه های پنهان روح وارائه ان در منظر عامست که البته ازین منظر باز بوف کور مقامی بالاتر میگیرد

بسیاری بوف کور را حدود ۱۸ یا ۱۹ سالگی خوانده اند (ازجمله خود من ) ومدتی بعد شاید انرا نومیدانه یافته اند و سعی نموده اند فراموشش کنند و وارد زندگی شوند و تکا پو کنند و کوشش و نام ونان جویند و امید. ولی بعد از سالها باز گشته اند به حرف بوف کور و به اینکه زندگی امری تراژیک است و دردهایی در ان است که روح را در انزوا میخورد . امید داشتن وکار و جستجو به جای خود اما خوداگاهی از نوع بوف کور هم به جای خود

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 13:49  توسط مصطفی صادقی  | 

۱- خیلی وقته که ننوشتم سعی میکنم که این غیبت دیگر اینقدر طولانی نشود

۲- محتشمی خوب گفته : این شورای نگهبانیها هستند که اول باید رد صلاحیت شوند

۳- استاد شجریان مریض است برای سلامتیش دعا میکنم

۴- وبلاگ ابطحی را بخوانید جالبست به خصوص که هرروز به روز میشود یکبار از نزدیک اورا دیده ام آخوند تپل خوش اخلاقیست

۵- مصاحبه شهروند با فاطمه رجبی را می خواندم به نظر میرسد واقعا به ساده زیستی وقناعت اعتقاد داشته وبا مفسدان و دزدان مخالف است فقط کمی تند است در ضمن مغزش هم خشک میباشد

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 17:48  توسط مصطفی صادقی  |