متعجبم که چرا کمتر دراین وبلاگ مطلب سیاسی نوشته ام با اینکه رشته امان است یعنی بودخب شاید میترسم چیزی بنویسم که بوی قرمه سبزی بدهد و از آنجاکه به قول برادر احمدی نژاد در این مملکت حقوق بشر از همه جا بیشتر رعایت میشود تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل .
ولی آدم گاهی وقتها چیزهایی را می بیند و می شنود که نمی تواند چیزی نگوید مانند اینکه برادر احمدی نژاد به آمریکای لاتین می رود و پیشنهادات و کمکهایی در جهت بر طرف شدن فقر می دهد باید به ایشان گفت ای برادر ارزشی یه نگاه به جلوی پات کن مردم منتظر اینند که در کنار سفره شان پیت نفت ببینند ورایحه خوش آنرا بشنوند ولی فقط در این چند موقع بوی گند گرانی به مشامشان خورده است و بعد هم که از آقای الهام می پرسند چرا گرانیست می گوید به خاطر مافیای اقتصادی و توطئه و نقشه مخالفانست اگر با الفبای اقتصاد هم آشنا باشیم باید بدانیم که رشد نقدینگی و نبود تولید باعث تورم است نه اینهایی که اشاره فرمودید
2-مسوولان آموزش و پرورش برای مقابله با تکرار آتش سوزی بخاری در مدارس بخشنامه داده اند مبصر بخاری در کلاسها تعیین شود پیشنهاد خوبیست منهم پیشنهاد میدهم معاونت بخاری هم ایجاد شود ودر ادارات استانها هم رووسا معاونت بخاری داشته باشند
نانسی بلوسی به عنوان ریا ست کنگره در آمریکا انتخاب شد چندی پیش آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان شدبراساس نظر سنجیها هیلاری کلینتون شانس بالایی برای رسیدن به ریاست جمهوری در آمریکا دارد
آیا زنان عزم خود را جزم کرده اند که فراتر از مواضع نظری فمینیستها در مقام عمل نیز ثابت کنند که با مردان تفاوتی ندارند و از کابوس جنس دوم رهایی یابند؟ واقعیت این است که این عزم به گونه ای جدی در میان زنان جوامع پیشرفته مشاهده می شود
اگر به تاریخ نگاه کنیم کمتر نگاه مثبتی به زنان می بینیم بسیاری از فلاسفه رهبران ادیان و متفکران بزرگ در گذشته وحتی حال زنان را موجوداتی پست تر ازمردان برشمرده اند برای مثال ملا صدرا زنان را حیواناتی در شکل انسان میداند که برای تولید مثل آفریده شده اند یا نیچه می گوید همیشه با تازیانه به سوی زنان بروید یا حضرت علی در نهج البلاغه زنان را ناقص العقل و الایمان معرفی میکند(اگرچه از این سخن تفسرهای متفاوتی می شود)ازاین دست سخنان بسیار زیاد است که ذکر همه آنها دراین جا ضروری نیست
اما در دورا ن جدید دورانی که اعلامیه حقوق بشر انسانها را از هر جنس و نژاد برابر و مساوی می داند دیگر دید گاههای قبلی پذیرفته نیست و انگار همه باید بپذیرند که زنان هیچ تفاوتی با مردان ندارندو از نظر عقلی تمام ظرفیتهای آنها را دارند اما آیا واقعا این چنین است آیا تمام دیدگاههای قبلی نادرست است ؟من نمی خواهم به این سوال پاسخ بدهم ولی می خواهم بگویم اومانیسم دوران جدیدکه داعیه آزاد ندیشی را دارد اصول مسلمی را به انسان عصر مدرن القا می کند که اورا از اندیشیدن به حقیقت مساله غافل می کند یا باز میدارد بار دیگر این سوال را تکرار میکنم آیا زنان حقیقتا بامردان مساویند؟
سینمای وسترن ژانری است که در آمریکا پیدا شدو داستان آن درباره هفت تیر کشهای غرب آمریکاست و کار گردانهای مشهوری چون جان فورد هاوارد هاکس و جان استرجس در این گونه کار کرده اند بعدها فیلمسازان ایتالیایی نیز پا به عرصه سینمای وسترن گذاردند ودر این گونه بخت خود را آز مودند اماتوفیق چندانی به دست نیاوردند وسترن ایتالیایی به وسترن اسپاگتی مشهور شد و چندان اعتباری نداشت تا اینکه سرجیو لئونه فیلمهایی در گونه وسترن اسپاگتی ساخت که با عث شهرت و اعتبار این گونه شد سه گانه دلار او محبوبیت خاصی در بین علاقمندان سینما دارد وراستش را بخواهید من هم از میان فیلمهای وسترن علاقه خاصی به سینمای لئونه دارم یک دلیل آن شاید وجود وجهی فلسفی در آثار اوست که شاید او خود به آن آگاه نبوده است قهرمان آثار او (که عمدتا نقش او را کلینت ایستوود ایفا می کند ) کسی است که معلوم نیست از کجا آمده به کجا آمده و به کجا می رود فقط داخل شهری می شود با بد منهای آنجا می جنگدد وآنگاه به جایی دیگر که معلوم نیست کجاست میرود وضعیت او بیانگر وضعیت انسانهاست انسانهایی که معلوم نیست از کجا وبه کجا آمده اند قهرمان فیلمهای او حتی گاهی نامی نیز ندارنداین بی کجایی قهرمانان وسترن برایم جذاب است قهرمانانی که در گونه های دیگر سینما نمی توان آنها را یافت سینمای وسترن خاص غرب است همیشه آرزو می کردم که کاش در ایران نیز این ژانر سینمایی وجود داشت اما با اینکه این ژانر در ایران نیست می توان گفت قهرمانان سینمای کیمیایی بسیار به قهرمانان سینمای لئونه و وسترن شبیهند در برخی فیلمهای این کار گردان شهیر سینمای ایران مردانی وجود دارند که گذشته شان و هویتشان چندان مشخص نیست ولی تفاوتی که دارند اینست که آینده شان مشخص است آنها اکثرا در جدال با دیگرا ن به سوی مرگ می شتابند اما در سینمای لئونه قهرمانان همیشه پیروزند و در جستجویی مدام برای مبارزه به سر می برند به سوی نقطه ای نا معلوم می روند که معلوم نیست کجاست آنها دقیقا بیانگر وضع تراژیک انسان هستند
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمائی وطنم
پرندگان خنیا گری کردند
درختان تمنای سبز شدن به گاه خزان داشتند
چرا که آن نوا آسمانی بود و کیهانی
از فراز سحر میآمد
مدد از هرم خورشید می گرفت
جان می بخشید
دلهای گرفته از
آوار نیرنگ را
رنگ را
و سختی جنون آمیز سنگ را
خدنگ را
تقدیم به استادان آواز ایران :
استادابو الحسن خان اقبال آذر.استاد بنان . استاد حسین قوامی
استاد طاهر زاده. استاد قمرالملوک وزیری . استاد تاج اصفهانی.
استاد محمودی خوانساری . استاد محمد رضا شجریان. استاد صدیف

1- یه وقتایی دولت سوبسید میده مجلات بی خود میاد بیرون.ولی بعضی وقتا مجله های خوبی هم از پول ملت چاپ میشه مثل همین خرد نامه .خریدنش بیضرره اگه به فلسفه هم علاقه ندارید 300 تومن بیشتر ضرر نکردید اقلا یه مجله خوب دارید از اون وقتی که قالیباف شهردار شده و مدیر مسوول همشهری کیفیت این مجله هم بهتر شده چراکه سعی شده درآن از بیشتر اندیشه ها استفاده بشه موضوع این شماره خرد نامه هم درباره موضوع چالش برانگیز و قدیمی عقل و عشقه
2- نمردیم ودر میبد یک نمایشگاه کتاب نصفه نیمه زدند
3-زمستان هم رسید البته روی تقویم چون سرما خیلی وقته اومده زمستون هم لطف خاص خودش رو داره نشستن کنار بخاری چای داغ خوردن تلویزیون دیدن مطالعه و فکر کردن و دعا کردن برای اومدن برف وئتعطیلی مدرسه
۴-امروز در روزنامه ها متن نامه مهرجویی را دیدم که به نحوه پخش فیلم هامون به شدت اعتراض کرده بود البته سیمای محترم بارها از این کارها کرده میکند و خواهد کرد فیلمها آثار موسیقی و اشعار را قلع و قمع میکند اصلا اثر هنری جدیدی می آفریند و داستان فیلم را عوض می کند باید به خلاقیت برادران سانسور چی آفرین گفت شاید دارند تمرین فیلمسازی می کنند اما این بار حذفهای هامون زیاد وعجیب بود اصلا باید گفت چرا فیلمی که چند بار دیگر با حداقل خذف از سیما پخش شده باید اینهمه حذفیات داشته باشد اصلا چه کسی به شما حق داده آثار در خشانی چون هامون را این چنین تکه پاره کنید کی این ذهنیت فرهنگ ناشناس دست از سر هنر خواهد برداشت خدا می داند ( درباره فیلم درخشان هامون بعدها خواهم نوشت)
۵-شنیدم که می خواهند به انیو موریکونه نابغه موسیقی فیلم جایزه اسکار افتخاری بدهندمی دهند جانم به قربانشان ولی حالا چرا باعث تعجبه که تا حالا اعضای آکادمی اسکار به فکر دادن اسکار به موریکونه نیفتاده اند خدایی این جایزه اسکار هم زیاد هنر شناس نیست اگر چه خیلی معروفه